عزیز دل مامان و بابا، ساریناعزیز دل مامان و بابا، سارینا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

سارینا تموم هستی مامان و بابا

روز کودک مبارک...

    وای مــــردم! روزِ ناز کودک است روز سرمســـــتی و ساز کودک است کودک است آییــــنه ی دل را صفا کودک است محصـــولی از عشق و وفا ...روز کودک مبارک...       این لبخندی است که طعم عسل می دهد   و قلب آسمان را آب می کند    ای کاش همیشه در چهره ات باقی بماند عشقم   بهترین و دوست داشتنی ترین کودک دنیا ...روزت مبارک...       ...
17 مهر 1392

آرایشگاه رفتن در یک فضای جالب...

سلام... نزدیک به شش ماه بود که به آرایشگاه نرفته بودی و موهات خیلی بلند شده بود... چند باری تصمیم داشتیم که به آرایشگاه بریم .ولی وقتی به یاد گریه هات می افتادم آرایشگاه رفتن رو فراموش می کردیم. خیلی به دنبال یک مکان مناسب برای کوتاهی مو کودکان بودم و چند جایی رو هم در اینترنت دیده بودم که فضای آرایشگاه کاملا فضای کودکانه و مثل شهر بازی بود. خدا رو شکر در شهریور ماه بود که متوجه وجود چنین آرایشگاهی در شهرمون شدیم، اواخر شهریور ماه بود که با کلی امید و آرزو که حتما در این فضا دیگه سارینا گریه نمی کنه ، راهی آرایشگاه شدیم. اول که وارد شدیم، سارینا خانوم اصلا متوجه فضای آرایشگاه نبود و فکر کرد که وارد شهربازی شده و سریع به دنبا...
17 مهر 1392

دیگه رو تخت خودت می خوابی...( اوایل 29 ماهگی)

سلام به دختر ماه و خانومم... الهی فدات بشم که روز به روز درک و شعورت بالاتر می ره... بعد از اینکه دیگه کامل می تونستی لحظه ای که دست شویی داری رو به من خبر بدی، من و بابا به این فکر افتادیم که دیگه کم کم سارینا خانوم رو موقع خوابیدن به تخت خودش عادت بدهیم و در واقع یک قدم به سمت استقلال دخترمون پیش بریم و یک کمی وابستگی اش به ما کمتر بشه... یک هدف کوچک دیگه ای که داشتیم این بود که  یاد بگیری منظم تر بخوابی ، همان طور که در پست های قبلی گفته بودم خیلی شلوغ می خوابیدی و در خواب، انواع جهت ها  می چرخیدی.در واقع فضای تخت کوچک تر بود و مجبور بودی که کمتر تکان بخوری.        &nbs...
17 مهر 1392
1